تبلیغات
ساینو - مطالب خرداد 1395
ساینو
جوک|مطالب طنز|عکس

تبعات و بازتاب حکم محرومیت بخاطر شلوار زرد!

اواخر هفته گذشته خبری منتشر شد که بازتاب‌های فراوانی داشت. محتوای این خبر آن بود که کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال سوشا مکانی را به مدت 6ماه از حضور در میادین محروم کرده؛ مجازاتی که گفته می‌شود از زمان عقد قرارداد مکانی با باشگاه جدیدش قابل اجرا خواهد بود.

سوشا مکانی

به گزارش ایسنا، روزنامه «قانون» این حکم را عجیب و سنگین توصیف کرد و در ادامه نوشت: به این ترتیب باشگاهی که تصمیم به استخدام سوشا می‌گیرد از همان اول باید پیه حداقل یک نیم‌فصل محرومیت این دروازه‌بان را به تنش بمالد که در نوع خودش اتفاق فوق‌العاده‌ای است! بدون تردید اما بحث‌برانگیزترین بخش این حکم مربوط به ابهام در علت صدور آن می‌شود.

در شرایطی که مسئولان کمیته اخلاق زبان به دهان گرفته‌اند و لام تا کام در مورد این پرونده پرسروصدا حرف نمی‌زنند، در محافل خبری این‌طور شایع شده که محرومیت سوشا صرفا به خاطر استفاده او از یک شلوار زرد رنگ بوده است. مکانی بعد از بازی پرسپولیس و نفت در فاصله دو هفته مانده به پایان لیگ پانزدهم، با پوششی نامتعارف سر تمرین پرسپولیس حاضر شد که این مساله در آن زمان بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشت.

حالا اما کمیته اخلاق با مدت‌ها تاخیر حکمی صادر کرده که خیلی‌ها آن را مرتبط با نوع پوشش مکانی می‌دانند. سکوت سنگین کمیته اخلاق و سایر ارکان فدراسیون در قبال این شایعات باعث شده موضوع قطعی به نظر برسد و همه باور کنند سوشا فقط به خاطر یک شلوار زرد رنگ باید 6 ماه گوشه خانه بنشیند.

حالا این خبر، یک به یک مرزها را در هم شکسته و در سراسر جهان مورد بحث واقع شده است. امروز به لطف دوستان خوبمان در کمیته اخلاق، همه دنیا دارند در مورد ایران حرف می‌زنند؛ جایی که اگر رنگ شلوارت مورد پسند مسئولان نباشد، نصف سال باید گوشه خانه‌ات بنشینی و سماق بمکی. تصویر وحشتناکی که حالا از ایران و ایرانی ساخته شده، بیشتر از هر چیز دیگری محصول یک سهل‌انگاری یا زیاده‌روی است؛ جایی که اگر حکم سوشا علت دیگری دارد، دوستان از توضیح آن و تنویر افکار عمومی عاجز مانده‌اند. اگر هم واقعا6 ماه محرومیت به خاطر رنگ شلوار است، واقعا باید به رفقا به خاطر این همه «سلیقه‌محوری» و چوب حراج زدن به آبروی ملت تبریک و خسته نباشید گفت!

اتفاقی مشابه

روزی پیام صادقیان دچار اشتباه شد و بدن داور را با حالت عصبانیت لمس کرد. پس از آن کمیته انضباطی او را به بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن سه ماه از میادین محروم کرد تا سنگ بنای انحراف پیام از همان زمان گذاشته شود و او را به جایی برساند که حال و روزش معلوم نباشد. این است چراغی که مسئولان فدراسیون سر راه جوانان ما روشن می‌کنند. باز در مورد صادقیان می‌شد گفت محرومیت او پشتوانه منطقی داشته و فقط کمی سختگیرانه بوده اما در مورد سوشا مکانی چطور؟ این چه کاری است که آقایان با یک «جوان» انجام می‌دهند؟ آیا واقعا با چنین احکامی، به فوتبال و انسانیت خدمت می‌شود؟! برای روشن تر شدن ابعاد ماجرا در ادامه مروری داریم بر اخبار برخی رسانه های دنیا درباره محرومیت سوشا مکانی.

شلوارهای رنگی، غربی است

نیوزویک سراغ بازی کردن مکانی برای پرسپولیس و تیم ملی رفته است. محرومیت 6 ماهه را خبر داده و البته به قوانین پوشش برای مردان و زنان ایرانی پرداخته. نیوزویک نوشته که قوانین ایران استفاده از لباس های رنگ روشن و طرح دار را سبک زندگی غربی می داند . زندانی شدن سوشا به خاطر عکس‌های مهمانی قسمت دیگر خبر نیوزویک است.





نوع مطلب :
برچسب ها :

«هولیگان‌»ها میزبانی روسیه را زیر سوال بردند!

شنبه‌شب، قبل  و بعد از بازی انگلیس و روسیه از گروه دوم مرحله مقدماتی جام ملت‌های اروپا که در مارسی فرانسه برگزار شد،‌ هواداران دو تیم ملی انگلیس و روسیه، قبل و بعد از بازی شهر را به آشوب کشیدند.

درگیری بعد از بازی انگلیس و روسیه در یورو 2016

قبل از بازی دعوای عده‌ای از «هولیگان‌»ها؛ تماشاچی‌هایی که دست به دعوا و تخریب اموال عمومی می‌زنند و شروع به توهین دسته‌جمعی به هواداران تیم مقابل می‌کنند،‌ بعضی خیابان‌های مارسی را محل دعوا کردند، پلیس فرانسه برای کنترل اوضاع در چند نقطه شهر مانور نظامی برگزار کرد و پلیس ضدشورش در خیابان‌های اطراف استادیوم محل بازی روسیه و انگلیس مستقر شد.

قبل از بازی چند دعوا در استادیوم بین تماشاگران دو تیم باعث زخمی‌شدن برخی از هوادران تیم انگلیس شد تا جایی که پلیس فرانسه ناچار شد با دخالت در یکی از این دعواها مرد میانسال انگلیسی را که در میان هواداران روس گیر افتاده بود و کتک می‌خورد بیرون بکشد.

بعد از بازی نفس‌گیری که در دقیقه 90 با گل روسیه به تساوی کشیده شد، آشوب خیابانی در مارسی بین هواداران دو تیم ادامه پیدا کرد، تا جایی که پلیس را ناچار به استفاده از گاز اشک‌آور برای متفرق کردن جمعیت هوادارن کرد.

رسانه‌های انگلیسی گزارش داده‌اند که در درگیری‌های شب گذشته دو هوادار انگلیسی که مجروح شده بودند به بیمارستان رفته‌اند،  سفیر انگلیس در فرانسه در این مورد در توییتر خود نوشته است: «تعدادی از انگلیسی‌ها شب گذشته زخمی شدند و چند نفر به بیمارستان رفته‌اند، سفارت انگلیس موضوع را از نزدیک با مقامات فرانسوی پیگری می‌کند.»

هوادارن تیم انگلستان مدعی هستند با این که بعد از بازی تجمع‌های بزرگی در خیابان‌ها داشته‌اند،‌ آنها درگیری را شروع نکرده‌اند بلکه عده‌ای از هولیگان‌های روسی به همراه تعدادی از فرانسوی‌ها اول به آنها حمله کرده‌اند. انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها به واسطه تاریخ طولانی درگیری‌های سیاسی و نظامی دو کشور سابقه خوبی از یکدیگر در ذهن ندارند،‌ در کنار آن تحریم‌های اخیر کشور های غربی علیه روسیه به دنبال الصاق شبه‌جزیره کریمه در اوکراین به روسیه، بعد از تلاطم‌های سیاسی اوکراین در سال‌های گذشته، روس‌ها را تحت فشار بیشتری قرار داده و فشارشان را بالاتر برده است.

در پی حوادث دیشب، نگرانی‌ها از برگزاری جام جهانی آینده فوتبال در روسیه هم بیشتر شده است، با رو شدن تقلب و فساد مالی در هیات مدیره فیفا،‌ که در مورد برگزاری جام جهانی فوتبال در کشورهای مختلف قرعه‌کشی می‌کند با این خشونت‌ها عده بیشتری برگزاری جام جهانی در روسیه را زیر سوال می‌برند و آن را نگران‌کننده می‌خوانند. یک شاهد عینی انگلیسی که در درگیری‌های شب گذشته مارسی حضور داشته در این مورد به گاردین گفته است: « ما هنوز در قسمت قدیمی مارسی در حال تمام‌کردن نوشیدنی‌هایمان بودیم که هواداران روسیه به ما حمله کردند،‌ با این وضعیت اگر جام جهانی در روسیه برگزار شود چه می‌شود؟»

مقامات پلیس فرانسه اعلام کرده‌اند که در درگیری‌های شب گذشته داخل و بیرون استادیوم عده‌ای دستگیر شده‌اند،‌ هر چند بیشتر انگلیسی‌های دستگیرشده‌،‌ آزاد شده‌اند اما در مورد این که چه کسانی در میان هوادارن دو تیم مقصر شروع درگیری‌های شب گذشته بودند تحقیق خواهد شد. بعد از درگیری‌ های شب گذشته حضور پلیس در نقاط حساس مارسی که مشرف به محل‌های تجمع هوادارن تیم های ملی کشورها هستند بیشتر شده ،‌ با این که برخی هواداران نگران حضور بیش از اندازه پلیس‌های مسلح در خیابان‌ها هستند اما به نظر می‌رسد پلیس فرانسه که سال گذشته حملات مرگبار تروریستی را نیز از سر گذرانده فعلا چاره دیگری ندارد! 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ابعاد پنهان انتشار عکس کیارستمی از نگاه یک عکاس

سیف‌الله صمدیان در پی انتشار عکسی از مراحل درمانی عباس کیارستمی نقطه‌نظراتش را مطرح کرد.

کارگاه عباس کیارستمی در ادامه برگزاری مراسم افتتاحیه بخش بین‌الملل جشنواره‌ی فیلم فجر

انتشار عکسی از دیدار وزیر بهداشت با عباس کیارستمی در بیمارستان در فضای مجازی، با توجه به حساسیت بوجود آمده باعث شد که خبرنگار ایسنا با سیف‌الله صمدیان به عنوان صاحب‌نظر عکاسی در مورد انتشار این تصویر، نقطه‌نظرش را جویا شود.

 

سیف‌الله صمدیان در پاسخ به این پرسش، نقطه نظرش را در قالب یک یادداشت اختصاصی در اختیار ایسنا گذاشت که در ادامه می‌آید:

"چند دقیقه پیش از تماس دوستان ایسنایی ، مدیر موزه‌ گالری "جرمدرن" آنکارا با اضطراب و دلشوره غریبی تماس گرفت و جویای سلامتی آقای کیارستمی بود.

 

او که چند ماهی است، نمایشگاه عکس‌های کیارستمی را در "جرمدرن"  ـ به مساحت نمایشگاهی بیش از پنج هزار مترمربع به نمایش گذاشته ـ مثل هزاران هزار نفر بیننده عکس دیدار جناب آقای وزیر بهداشت با آقای کیارستمی در داخل و خارج کشور به شوکی عجیب دچار شده بود!

 

 

نمی‌دانم مسوولیت انتشار این عکس با چه کسی بوده است، ولی قطعا نیت‌‌شان، دامن‌زدن به اضطراب و ناراحتی چند ماهه دوستداران بزرگان فرهنگ وهنر ایران نبوده است. ارائه‌ی چنین عکسی در رسانه‌ها، در ادامه عادت‌ها و روش‌های همیشگی بوده است و قطعا کسی نمی‌تواند منکر حضور موثر  و عملکرد بسیار قاطع جناب آقای دکتر هاشمی در جلوگیری از یک فاجعه بزرگ باشد.

 

 

اشکال اصلی در بنیان‌های غیرحرفه‌ای در عرصه رسانه و به ویژه  بی‌در و پیکر بودن فضای روحی و فرهنگی در فضای مجازی است. من با شناختی که از آقای کیارستمی دارم و از تاکید پیدا و ناپیدایش از عدم درگیر کردن ذهن و اعصاب دیگران با مریضی و مشکلات شخصی‌اش، او هرگز راضی نبوده و نخواهد بود که چاپ تصویری اینگونه از او، باعث بالارفتن نگرانی و تشویش حتی یک نفر شود، چه برسد به میلیون‌ها نفری که ناخواسته مجبور به دیدن این تصویر شده‌اند و ناگفته نماند که بسیاری از دوستان فرهنگی‌مان نیز ناخوداگاه و صرفا از سر بی‌مسوولیتی، باعث انتشار چندین‌ باره و دست به دست شدن این عکس شده‌اند!

 

مشکل عمده‌ی  انتشار این عکس، در دامن‌زدن به شایعه بی‌اساسی بود که خبر از ابتلای عباس کیارستمی به سرطان روده بزرگ می‌داد، در حالی که طبق اظهارات صریح و چندباره تیم پزشکی، عمل جراحی اول صرفا برای برداشتن پلیپ غیرسرطانی از روده بزرگ بوده است و ایشان تاکنون تحت هیچ نوع عمل شیمی درمانی قرار نگرفته‌اند ولی متاسفانه عکس منتشر شده به دلیل کوتاه‌بودن موهای سر آقای کیارستمی که چند روز  پیش به درخواست خود ایشان انجام شده  بود و نیز نوع زاویه و لحظه عکسبرداری، نشان از تشدید شایعه شیمی درمانی می‌داد.

 

در حال حاضر میزان اطلاعات شخصی بنده، در حد همان اطلاعاتی است که توسط آقای میرکریمی مدیرعامل خانه سینما منتشر شده است و جای هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد.»

 

 

به گزارش ایسنا،مدیرعامل خانه سینما به تازگی نوشت: «در پاسخ به تماس‌هایی که دوستان و همکاران در چند روز اخیر داشتند، امروز( 20 خرداد ماه) از طرف خانه سینما و با همکاری سیف‌الله صمدیان و دکتر امید روحانی ارتباطی داشتم با برخی مسئولین وزارت بهداشت و پزشکان معالج استاد کیارستمی و مجموع نگرانی‌های سینماگران را انتقال دادم. حاصل اینکه، اطمینان دادند روند معالجه با توصیه اکید دکتر هاشمی زیر نظر تیم مجربی از پزشکان در حال انجام است وایشان بزودی (سه روز آینده) از بیمارستان مرخص خواهند شد .خواهش کردم و قول دادند که سخنگوی وزارت یا تیم پزشکی توضیح مختصری در این زمینه در اختیار رسانه‌ها قرار دهند. تصور می‌کنم پخش شایعه‌های گوناگون و پیش کشیدن نابهنگام قصوری که در مراحل اولیه معالجه اتفاق افتاده ، فعلا دردی را دوا نمی‌کند و بهتر است مدیریت این امور را به خانواده ایشان واگذاریم که قطعا محق‌تر و دلسوزترند. کمی صبور باشیم و در این شبهای خوب برای همدیگر دعا کنیم.»





نوع مطلب :
برچسب ها :

شنبه 22 خرداد 1395
نویسنده : محمد محمدی
مهریه‌ همسر شهید «مدافع حرم»
فاطمه سلیمانی از جمله زنانی است که در برابر آزمایش الهی شهادت پدر، برادر و همسرش، چیزی جز صبر و تسلیم برای خود پیشه نکرد و شهادت عزیزانش را با تأسی از حضرت زینب(س) و عنایت حضرت زهرا(س) برای خود سعادتی دنیوی و اخروی می‌داند.
دفاع مقدس مهریه‌ همسر شهید «مدافع حرم»
به این مطلب امتیاز دهید
100% 0%

به گزارش سرویس مقاومت جام نیـوز،روزنامه جوان نوشت: فاطمه سلیمانی از جمله زنانی است که در برابر آزمایش الهی شهادت پدر، برادر و همسرش، چیزی جز صبر و تسلیم برای خود پیشه نکرد و شهادت عزیزانش را با تأسی از حضرت زینب(س) و عنایت حضرت زهرا(س) برای خود سعادتی دنیوی و اخروی می‌داند. او بعد از شهادت همسرش مهریه‌ خود را به حضرت زهرا (س) می‌بخشد و نزد شهید گرو نگه می‌دارد تا شفاعت‌کننده او در روز قیامت باشد. گفت‌وگوی ما با فاطمه سلیمانی را پیش‌رو دارید.

 

از میان پدر، برادر و همسرتان کدام یک اول به شهادت رسیدند؟

رسم است که پدران همیشه پیشقدم می‌شوند! اولین شهید خانواده ما هم پدرم شهید رجبعلی سلیمانی بود.

 

به نظر شما چه ویژگی‌هایی پدر را به این مقام رساند؟

پدرم اهل نماز شب بود و دو ساعت بعد از استراحت شبانه برای نماز و مناجات بر می‌خاست. نماز جمعه و نماز جماعتش ترک نمی‌شد و عطرافشانی بین صفوف نماز جماعت را دوست داشت. به خواندن قرآن، نظافت و پاکیزگی توجه خاصی داشت. اهل ورزش باستانی بود. زینت زن را حفظ حجاب می‌دانست و در مبارزه با نفس مقاوم بود. خودش را خدمتگزار مردم محروم می‌دانست و بیشترین حقوق ماهانه‌اش را انفاق می‌کرد. در ماه رمضان به کوچه و بازار خرج می‌داد. به حضرت علی(ع) ارادت ویژه‌ای داشت و زیارت عبدالعظیم از فضایل او بود. توجه‌ خاصی هم به زائران سیدکریم داشت. یادم است آنهایی که از شهرستان آمده بودند و جایی برای شب ماندن نداشتند را به خانه می‌آورد. طبقه بالای منزلش مهمانسرای زائران ‌بود. عاشق خاندان عصمت و طهارت بود و در هیئت‌ها حضور مستمر داشت. هر شب بعد از مسجد، صحبت‌های منبر و مطالعات خودش را در اختیار بچه‌ها می‌گذاشت تا ما را از ابتدا با تربیت دینی آشنا کند. پدرم در دوران انقلاب از فعالان بود. اعلامیه پخش کرده و پنهانی در جلسات انقلابی شرکت می‌کرد. پدرم کارمند داروسازی بود و در همان دوران طاغوت در محل کارش نمازخانه‌ای تأسیس کرده بود و مادرم هم مأمور آموزش نماز، قرآن، حجاب و پرسش و پاسخ مسائل اعتقادی به پزشکان خانم شده بود.

 

شده بود پدرتان از شوق شهادت بگوید؟

ایشان عشق و ارادت خاصی به حضرت علی(ع) داشت و یک شب در خواب امام را زیارت کرده بود. حضرت از اسب پیاده شده او را در آغوش می‌گیرد. پدرم به ایشان می‌گوید یا علی! شما جان منی و حضرت در پاسخ می‌گوید تو هم یار منی. بعدها که پدر به شهادت رسید، من این خوابش را به شهادت او تعبیر کردم. یک روز هم همراه پدر و برادرم به بهشت زهرا (س) و قطعه 24 رفته بودیم. در آنجا پدر احساس نگرانی کرد مبادا این قطعه پر شود و همنشینی بزرگ‌مردانی چون شهید بهشتی نصیبش نشود. چند روز بعد نگرانی‌اش پایان یافت و برای آخرین بار به جبهه اعزام شد. پدر در عملیات فتح‌المبین بر اثر اصابت خمپاره به ناحیه شکم و قسمت‌های دیگر بدن جان شیرینش را تقدیم کرد و در نوروز سال 61 پیکرش عیدی خانواده‌اش شد. اتفاقا پیکرش را در چند قدمی شهید بهشتی دفن کردیم.

 

از پدر چه خاطراتی به یادگار مانده است؟

پدرم در ابراز محبت نمونه بود. وقتی بچه‌ها قرآن می‌خواندند آنها را برای قرآن خواندن و هر کار خوب دیگری تشویق می‌کرد. من در ایام شهادتش عقد کرده بودم. پدر چند وسیله جهیزیه‌ام را خودش تهیه کرده بود و از این کار خیلی خوشحال بود. گویا می‌دانست جایش در مراسم ازدواجم خالی است و باید تلافی کند تا در دلم حسرتی نماند.

 

برادرتان امیرحسین دومین شهید خانواده شما بود. با تعاریفی که از خلق و خوی پدر داشتید کمی هم از دست‌پرورده‌اش، یعنی برادرتان بگویید.

امیرحسین سلیمانی برادرم، پسر بزرگ خانواده بود و 16 سال داشت که به جبهه رفت و در سن 18 سالگی به شهادت رسید. غالبا وقتی پدر از دنیا می‌رود پسر بزرگ‌تر جای او را می‌گیرد ولی امیرحسین خودش را رشد داد تا مثل پدر به مقام شهادت برسد. او پیگیر ارزش‌ها بود و این مقام والا به لحاظ تربیت صحیح دینی پدر و مادرم نصیبش ‌شد. امیرحسین با همه به خصوص کودکان مهربان بود. همیشه تنقلات همراهش بود تا وقتی کودکی را می‌دید به آنها شکلات دهد و شادشان کند. در سراسر زندگی‌اش هر لحظه به فکر کمک و گره‌گشایی بود اما پنهانی و بی‌ادعا. خیلی از افراد بعد از شهادتش از روی عکس اعلامیه‌‌اش تازه فهمیده بودند کسی که به آنها کمک می‌کرد برادرم بوده است. امیر‌حسین در مبارزه علیه طاغوت هم فعال بود و چند بار از مأمورها کتک خورده بود. بعد از انقلاب در خط مبارزه ماند. آن زمان منافق زیاد بود، به همین دلیل برادرم بیشتر شب‌ها در مسجد نگهبانی می‌داد. با وجود سن کمش، در بنیاد شهید به پرونده جانبازان رسیدگی‌ می‌کرد.

 

امیرحسین در چه عملیاتی به شهادت رسید؟

برادرم اسفند 62 در عملیات خیبر جزیره مجنون به شهادت رسید و با همان لباس سپاهی در سن 18 سالگی دفن شد. مادرم هنگام تدفین امیرحسین اصرار داشت تا خانه آخرت پسر را حس کند، به همین دلیل قبل از او چند لحظه‌ای در قبر خوابید. در تعاریفش می‌گفت خیلی احساس آرامش ‌کردم، خیالم راحت شد! مادرم شهادت پسرش را در خداحافظی آخر حس کرده بود. می‌گفت این بار آخر است که امیرحسین می‌رود و شهید می‌شود. وقتی برادران سپاهی برای خبر شهادت آمدند، چادرش را سر کرد و قبل از آنکه خبری بدهند گفت امیرم شهید شده است. خیلی راحت و با آرامشی خاص خبر شهادتش را پذیرفت.

 

از برادر چه خاطراتی در ذهن دارید؟

روزی که پدرم شهید شد، برای تشخیص پیکرش امیرحسین را برده بودند. وقتی برگشت خیلی منقلب بود و گریه می‌کرد که چرا جا مانده‌ است. در مراسم پدر قاب عکسی از او سفارش داده بود که عکس خودش را هم کنارش چاپ کرده بود. ما از کارش ناراحت شدیم اما او در جواب گفت: چیزی نمانده که به پدر برسم و کنار هم قرار بگیریم! آن قاب عکس هنوز روی دیوار است.





نوع مطلب :
برچسب ها :



نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی